کشف شواهدی باستان شناختی منسوب به نخستین نورسیدگان پارسی‌زبان در استان فارس

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ کاوش‌های باستان‌شناسی در تپه قصردشت، در یک کیلومتری جنوب سد سیوند منجر به کشف سفال‌های منقوشی شد که باستان‌شناسان احتمال می‌دهند، این سفال‌ها مقارن زمانی ساخته شده که نخسیتن اقوام پارسی‌ زبان وارد فارس شده باشد که بعدها سلسله هخامنشی را شکل دادند. این نخستین‌باری است که شواهدی باستان شناختی از این دوره تاریخی در استان فارس بدست‌آمده است.
 
به گزارش CHN هرچند حضور هخامنشیان در استان فارس جای هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای ندارد اما آنچه برای باستان‌شناسان نامعلوم است، چگونگی ورود این اقوام پارسی زبان به استان فارس بوده که هنوز بدون پاسخ باقی‌مانده است. کاوش‌های باستان‌شناسی هم تا کنون به دلیل عدم کشف سفال‌های مربوط به سالهای 800 تا 550 قبل از میلاد، که هخامنشیان به قدرت می‌رسند، نتوانسته به این خلاء موجود پاسخ روشنی بدهد.
 
طی دو ماه گذشته هیاتی به سرپرستی محمد تقی عطایی کاوش‌هایی را در تپه‌ای به نام قصردشت انجام دادند که به عقیده سرپرست این هیات شواهدی منسوب به نخستین پارسی‌زبان‌‌هایی که به فارس وارد شدند بدست‌آمده‌است.
 
عطایی درباره این کاوش به CHN گفت: «کاوش ما در دشت کمین و یک کلومتری جنوب سد سیوند، انجام شد. این کاوش بر اساس موضوع پایان‌نامه رساله دکتری من انتخاب شده که چگونگی ورود نخستین پارسی‌زبان‌ها را به استان فارس بررسی می‌کند. ما به دنبال شواهدی باستان شناختی مخصوصا از قبیل سفال بودیم تا این دوره را مورد بررسی قرار دهیم.
 
به گفته وی این موضوع در باستان‌شناسی استان فارس به عنوان یک موضوع بغرنج شناخته می‌شود که هنوز پاسخ درستی به آن داده نشده‌است. به واقع علی‌رغم کاوش‌های و بررسی‌های باستان‌شناختی متعدد در پنجاه سال گذشته در این استان توسط کسانی چون گیرشمن، استروناخ، علی سامی، سامنر و بوشارلا هنوز معلوم نیست که هخامنشیان در چه زمانی، از چه مسیری و به چه طریقی وارد فارس شده‌اند. از سوی دیگر نظرات و فرضیات باستان‌شناسی هم در این زمینه چندان رضایت بخش و قانع کننده نبوده‌است.
 
عطایی درباره مطالعات اولیه خود گفت: «پیش از این بر اساس برخی سفال‌های بدست‌آمده از تخت‌جمشید، به خصوص یک تکه سفال یافت شده از آبراهه های زیر زمینی تخت‌جمشید که شبیه سفا‌ل سیلک 6 (عصرآهن 3؛ حدود 800 تا 550 قبل از میلاد) است، این فرضیه مطرح شده بود که مهاجران پارسی‌زبان نباید همگی کوچنشین و رمه دار بوده باشند. به نظر می رسد برای تشکیل شاهنشاهی هخامنشی می بایست بخش بزرگی از جمعیت این تازه واردان به فارس یک‌جانشین بوده باشند. با توجه به آگاهی‌های تاریخی به نظر می‌رسد که اینان می بایست احتمالا فرهنگی مشابه فرهنگ عصرآهن 3 غرب و شمال غرب کشور را دارا بوده باشند.»
 
وی درباره سفال کشف شده از آبراهه های تخت‌جمشید گفت: «روی این سفال نقش گاو دیده می‌شود و حاشیه آن نیز مثلث‌هایی دارد. مشابه این سفال در سیلک یافت شده‌است؛ با این تفاوت که پوزه گاو در سفال سیلک کدو تنبل شکل‌است اما در سفال تخت جمشید این پوزه مستطیل شکل می‌شود و به طبیعت‌گرایی نزدیک‌تر است. از آن‌جایی که سفال تخت‌جمشید جدید‌تر از سیلک است، این نتیجه را می‌توان گرفت که مردمی نورسیده به استان فارس چنین سفالی را تولید کرده باشند.»
 
وی در ادامه می‌گوید: «ما در متون کهن هم با تطور یک لغت مواجه هستیم که در متون آشوری، اورارتویی، عیلامی و بابلی دیده می‌شود. یعنی لغت پارسوا، پارسواش، پارسوماش و در نهایت پارسه که برای نخستین بار در سال‌ 843 قبل از میلاد و در سالنامه پادشاه آشوری شلمناصر سوم دیده می‌شود.»
 
گفته می‌شود که آشوربانی‌پال پادشاه آشور پس از حمله به عیلام به سال 646 قبل از میلاد در  گزارشی می‌نویسد که کوروش، شاه پارسومش، پسرش آریاکو را به صورت گروگان پیش من فرستاد و اعلام تابعیت کرد. این متن بیان‌گر آن است که پارسیان در آن زمان زمام امور را در دست گرفته بودند، زیرا نه یک شاه عیلامی، بلکه یک از سرکردگان پارسی طرف صحبت آشور بانی‌پال بوده است..
 
از سوی دیگر تاریخ گذاریهای انجام گرفته به روش کربن 14 در دو تپه باستانی "تل‌ اسپید" و "تل نورآباد" در استان فارس نشان می دهد که این دو تپه باستانی هم فاقد نهشته های باستان شناختی در خلال سالهای 900 تا 550 قبل از میلاد است و در این فاصله زمانی، گاهنگاری با یک وقفه مواجه است.
 
عطایی درباره فعالیت هیات کاوش در تپه قصردشت گفت: «ما فقط توانستیم در سطح سه تپه سفالهایی مشابه عصر آهن 2 و عصر آهن 3 را بیابیم. از این میان تپه قصردشت به دلیل نزدیکی با سه محوطه باستانی پاسارگاد، ملیان و تخت‌جمشید انتخاب شد. آن دو تپه دیگر به دلایلی از جمله تبدیل یکی از آن‌ها به گورستان دوره اسلامی و کم بودن ارتفاع آن‌ دیگری، انتخاب نشدند»
 
وی در ادامه گفت: «تپه قصردشت با 15 متر ارتفاع و 2.2 هکتار وسعت، اطلاعات خوبی از دوره صفویه تا هزاره ششم دارد. از آن‌جایی که وقت و پول ما کم بود روی تپه شبکه 10 در 10 ایجاد کردیم و 86 هزار سفال را بررسی کردیم. از جمله دستاوردهای هیات، سفال‌های خاکستری رنگ مشابه سفاهای عصرآهن دو (1200 تا 800 قبل از میلاد)، سفال‌های منقوش نخودی رنگ مشابه نمونه های عصرآهن 3 و سفال‌های دسته افقی که برای اولین بار در فارس بدست‌آمده است. نمونه‌هایی از این دست در سیلک کاشان، تپه ازبکی تهران، گودین کرمانشاه، زیویه کردستان، حسنلوی آذربایجان و بسیاری از تپه های شمال غرب و غرب کشور دیده شده‌است»
 
به گفته عطایی گمانه لایه‌نگاری در بخش شرقی تپه ایجاد شد و پس از عبور از لایه‌های دوره اسلامی، ساسانی، فراهخامنشی و هخامنشی هیات باستان‌شناسی با نهشته های به ضخامت 8 متر مواجه شد که حاوی چنین سفالهایی بود. خاک بکر دو متر زیر سطح دشت قرار داشت.
 
از جمله یافته‌های هیات باستان‌شناسی که گفته می‌شود طی 50 سال گذشته مشابه آن در فارس دیده نشده و شبیه سفال‌های عصرآهن 3 شمال غرب و غرب کشور است که احتمال داده می‌شود، ردپایی از نخستین نورسیده‌های پارسی‌زبان به استان فارس باشد.
 
هیات باستان شناسی قصر دشت نمونه ذغالهایی را از میان لایه‌ها و نهشته‌های باستانی گردآوری کرد که برای آزمایش‌های کربن 14 راهی دانشگاه مونیخ خواهند شد. با این نمونه ها (در صورت آلوده نبودن) قادر خواهند بود لایه‌ها و نهشته‌های موجود تپه را دقیقا تاریخ‌گذاری نماییم.
 
عطایی در ادامه گفت: «دراین‌که بومی‌های منطقه پیش از ورود پارسی‌زباننان، عیلامی تبار و عیلامی زبان بودنده‌اند شکی نیست. این را می‌توان از آثار به جای مانده در نقش رستم و آجر نبشته و گل نبشته‌های مکشوفه از ملیان و لوح مفرغین از تخت‌جمشید دریافت. بی‌شک این اقوام سه هزار سال در فارس زندگی می‌کردند. شاهان عیلامی خودشان را شاهان شوش و انشان می‌نامیدند. مطالعات باستان‌شناسی نشان می‌دهد، انشان همان تپه ملیان است. همچنین بیش از 30 هزار گل نبشته مکشوفه از تخت جمشید به زبان عیلامی نبشته شده که نشان دهنده اهمیت فرهنگ و زبان عیلامی و در نتیجه خود عیلامیان منطقه است. اما شواهد و مطالعات تاریخی و باستان شناسی نشان می‌دهد که گروه دیگری وارد فارس می‌شوند که خود را پارسی می‌نامند و زبان‌شان هم هیچ ارتباطی با عیلامیان ندارد بلکه یکی از شاخه زبان‌های ایرانی است. همین نورسیدگان پارسی زبانند که بعدها شاهنشاهی هخامنشی را تشکیل داده‌اند. آنچه برای ما مهم است و به دنبال آنیم ردگیری باستانشاختی مردمانی نورسیده‌است. در فرضه ما مردمانی جدید سفالی جدید با خود خواهند آورد که قطعا می بایست متفاوت از سفال‌های بومیان عیلامی فارس بوده باشد.»
 
به دلیل ابعاد کوچک و محدود گمانه که خود ناشی از محدودیت بودجه بود، شواهد کافی برای اظهار نظر درباره چگونگی همزیستی نورسیده‌ گان پارسی زبان با بومیان عیلامی منطقه بدست نیامد. اما بنا بر شواهد تاریخی احتمالا این دو قوم بطور مسالمت آمیزی در کنار هم زیسته اند.  
 
مطالعات باستان‌شناسی روی آثار بدست‌آمده در دانشگاه مونیخ ادامه خواهد داشت و به گفته سرپرست هیات باستان‌شناسی قصردشت، به زودی اطلاعات جدیدی از این مطالعات ارائه خواهد شد.
/ 0 نظر / 16 بازدید